I cannot connect to server Could not Connect to database آرشیو وبلاگهای ایرانی

جستجو

تبلیغات



    خطا کردم خطا را

    هوا دارم هوا را 

    شفا دادم شفا را

    گذر کردم گذر را

    غلط نوشتم غلط را

    عبور کردم عبور را

    حضور کردم حضور را

    صدور کردم صدور را

    شتاب کردم شتاب را

    خطاب کردم خطاب را

    خلاف کردم خلاف را

    مفعول کردم مفعول را

    مقطوع کردم مقطوع را

    مصرف کردم مصرف را

    مثال زدم مثال را

    عمیق سردم از این دردهای پیاپی گذر بی توان

    مرغ را هم که پرکردند سفید و زد شد و خواستنی

    این خطاب های بی نصرف دولابی گون را نخواست این آدم زشت

    زشت باش و زرشک را مباش

    بس است این حضرات را خواستم و نگاه به گوشه های بی نوای آخرین نگاه

    قدم بردار قدم بر روی صورت من تا رویم نقش دار باشد

    خیلی وقت است که طلاکوبم کردی ولی متوجه نخواهی بود که زیور آلات درد می آورد

    نگاهم میکنند زیبایم میدانند و بر روی طلاهایم دست میکشند

    ای شرزه ی پیر بی عمر کناره بگیر

    این خراب بی ادعا را تنها به گوشه ای سوق بده ای بی ادعای با همه چیز 

    غلط را خوردم و غلط را بردند من را چه به قافیه و عریض و عروض و مریض مروض

    کش مدهاین کثافات را کسی ز تو سیر نمی شود

    سیر نشدی که گرسنگی را بفهمی و سیر ندیدی که گرسنه اتلاق شوی

    تا آن زمان که نه دیدیم و نه شنیدیم و نه بودیم و نه تغییری چه میدانیم تغییر چیست

    @خودم و خودم وقتی که شنیدم رو به موتم.

    مهرماه. چندمشو نمیدونم برادر ساعتش هشت و چهل و سه دقیقه ی صبح

    ایران-محل- آها چهارم اکتبر. معادل با 13.7.1395 سه شنبه


    این مطلب تا کنون 27 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ سه شنبه 13 مهر 1395
    منبع
    برچسب ها : خطاب ,

تبلیغات


    تبلیغات شما در این قسمت

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز شنبه 5 فروردين 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر